تبليغاتX
این دوتا دیونه
اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند
زندگي يه پله برقي بزرگه
كه آدم ميتونه ازش بالا يا پايين بره
اما اگه روش فقط وايسي
خودشم آروم بالاخره يه جايي ميره!
+ خط خطی شده    توسط دیونه | 

نمیدانم چند سال گذشته ..

چند 365 روز لعنتی از آن روز که

قابله من را از  " هیچ "  به " پوچ " تبدیل کرد  ... ؟!

فقط میدانم سالگردش شده .. همین !!

 

 

ز.م : تا اطلاع ثانوی ، نیمه ی گمشده ی من ترجیحن یک  " پتیاره " است !!

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشاکن
+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
گاهی   مسیر جاده  به   بن بست   میرود                   گاهی   تمام  حادثه   از    دست   میرود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند                   در  راه   هوشیاری   خود   مست   میرود

گاهی غریبه که به سخت به دل  نشست                  وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

 

 

این چند روزه حالم گرفته دلیلش واضح نیست اما بیشعور هر چند وقت یکبار اینطوری میشه.نمیتونم چشمام و ببندم یعنی می بندم ولی اینجوری که بدتره.دیدنیا رو دیدیم و دیگه کاریش نمیشه کرد.

 

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
از دوستان عزیزی که فرصت نکردم بهشون سر بزنم عذر خواهی می کنم

می ام

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
عاشقانه نوشتن ممنوع چون عاشق نيستي ....
فيلسوفانه نوشتن ممنوع چون تو كه حتي اسم فيلسوفارو نمي دوني ....
داستان نوشتن ممنوع چون تو كه هنوز يه داستان رو نتونستي تا آخرش بخوني....
خاطره نوشتن ممنوع چون دفتر خاطرات بايد قفل داشته باشه و گرنه يعني دروغ مي گي ....
از خودت تعريف نكن چون كه همه مي دونن چه گهي هستي ....
چرت و پرت گفتن ممنوع چون هيچ ارزشي نداره ....
نوشتن از احساساتت ممنوع چون فقط خودت دركش مي كني ....

پ.ن۱:اين ممنوع ها رو خود احمقم گذاشتم و حالا ديگه نميتونم حركت كنم!!!

پ.ن۲: مثه این که باید ورود ممنوع برم!؟!
+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
۱-وقتی گفتم عشق رو نمی فهمم٬طوری نگام کرد که انگار خودش می فهمه...

۲-همیشه اولین بار جالبه.

۳-چشماش بسته بود٬ رو پلکاش نوشته بود:معرفت ندارم٬ وفا ندارم.
چشاشو که باز کرد دوباره عاشقش شدم...

۴-من احمق!

۵-دعا کنین واسم

۶-نپرسین وسه چی

۷-خیلی

۸-تنهاتر ین من٬ من کم تحمّلم...

 

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
 

امروز داشتم ديوان حافظ رو ورق ميزدم يه بيت نظرمو به خودش جلب كرد

عيب رندان مكن اي زاهد پاكيزه سرشت               كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

اگه گفتيد منظورش چيه؟

به نظر من منظورش اينه >>> امر به معروف و نهي از منكر ممنوع

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
 

چرا بعضی از صبح ها

لباس های آدم اندازش نیست؟

شلوار اونقدر کوتاهه

نمی شه خم شد یا نشست

آستین ها خیلی درازه

کلاه خیلی تنگه

چرا بعضی صبح ها

لباس های آدم اندازش نیست؟

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
می ترسم از تنهایی

مرا ورق نزندید

پرت نکنید

بخوانید.........

نری یه ماه دیگه پیدات بشه ها!

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
اینجا هم تا صدا نکنی کسی محلت نمی زاره

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
عجب!!!

عجب دارد

راه و رسم این دنیا

که دوست داشتن تو یا نداشتن من

برای هیچ کس مهم نیست!

خوب باشد

حرفی نداریم!!!

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
همه هسایه ها فکر می کنند ما دیوانه ایم.

 ما هم فکر می کنیم آنها دیوانه اند.

 در حقيقت همه راست می گوئیم

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
 

ای کاش میتونستم برم تو یه جایی ساکت و آروم زندگی کنم یه روستا یه جایی که اسم همه همسایه هام را یاد بگیرم .راستش خیلی خسته شدم از دست این همه آدم رنگارنگ .

نمیدونم چرا همه از آدم انتظار دارن که اونطوری که اونها دوست دارن زندگی کنی اما تو حتی نباید این انتظار را داشته باشی که بقیه فقط به عقاید تو احترام بزارن حداقل بزارن تو اونطوری که هستی زندگی کنی دیگه حالم از انتظار هم بهم میخوره.

تنهایی از خیلی جهات خوب هست یکیش این هست که دیگه لازم نیست به کسی برای کارهات و زندگیت جواب بدیدی من احتیاج به تنهایی بیشتر از این دارم شاید تنهایی مطلق.

یه جورهایی احساس میکنم خالی شدم خالی از هر چیزی حتی خالی از فکر اما به جای اینکه سبکتر بشم سنگینتر از هر موقعی شدم !!!

 

 

شلوغی .. عمله ... سروصدا ...فشن آدما.. سر درد ..
سر درد ...
بازم این سردرد لعنتی ...

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
 

اول سلام

عجله عجله سرعت سرعت ، تا کی تا کجا برای کی؟کسی نمیدونه

حرفهای منم شده چرند و پرند یعنی بود ،اما کی اهمیت میده

یه مسیری هست که خواه نا خواه باید بریم .همه هم با سرعت اصلا براشون فرقی نداره که اتوبان باشه یا یه کوچه 10 متری فقط باید بریم همین

انقدر به خودمون زحمت نمیدیم ببینیم اطرافمون چی میگزره .اگه یه صدایی شنیدیم میگیم توهم بود ، خب اینطوری خیلی بهتر هست چون دیگه نیازی نیست به چیزی فکر کنیم فقط به سرعت و رسیدم فکر میکنیم مقصد همه شده یه نا کجا آباد که نه سر داره نه ته داره نه وسعتی!!!

آهای آدما خوابتون برده حالیتون هست بیدار شین

چقدر این واقعییت تلخ هست که از نسل آدم هستیم!

اصلا کی به آدم گفت آدم؟

مثلا میتونستن بگن کابوس یا کرگدن!

تازه کرگدن هم خیلی بهترتر هم هست

هم خوبه هم قوی هست هم یه شاخ رو سرش هست تازه چشماش هم قشنگه

اونوقت همه به جای آدم بهمون میگفتن کرگدن دیگه از حیوانات دیگه هم نمیترسیدیم چون کرگدن بودیم

حتما بعدش هم به کرگدنها میگفتن آدم! بیچاره کرگدنها!!!

نگاهم میافته تو شیشه ماشین یدفعه میبینم که هنوزم هم آدم همستم میخوام جیغ بکشم که دستم را میزارم رو دهنم.

باید یه جا دوگر پیر زشت عبوس پیدا کنم حتما هم باید قدیمی باشه برای اونوقتها که هنوز آدم وجود نداشت حتما اون میدونه که چه جوری میتونم کرگدن بشم ! حتما هم یه معجون تلخ میده که کلی مگس مرده ، دم مارمولک ، گل فلان گیاه که فقط هر ده هزار سال یه بار گل میده و هزار چیز دیگه را با هم قاطی میکنه و ... حالا اگه معجونش تلخ باشه نتونم بخورم چی؟ پس من چه جوری کرگدن بشم؟!

نم نم بارون ، بارون بهار حساب کتاب نداره هر وقت که دلش بخواد میباره تند آروم ...

بارون میاد شر شر

پشت خونه هاجر

هاجر عروسی داره

خیال خامی داره

مگه خبر نداره

دیگه آدم نمونده!

بارون میاد شرشر

+ خط خطی شده    توسط دیونه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خوش به حال آنان که عقلشان پاره سنگ بر می دارد زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است

از آن زمان که سفلگان دون، مدعیان عقل و درایت شدند در این کهن دیار، چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که بود.

وچنین شد که دیوانه شدم.

نوشته های پیشین
تیر 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
دیوانه ها
...پا نویشت های من...
...یکی از بزرگان اهل تمیز...
...ابجی کده...
...یه جا برای استراحت...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان